محمد حسين مختارى مازندرانى
74
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
عالم ذهن مىباشد و با اين وجود چطور مىتواند در قبال وجودات ذهنى ديگر مقسم قرار گيرد در حالى كه وجود مقسم به واسطهء وجود يكى از اقسام آن مىباشد . به اين ترتيب مستحيل است ماهيّت مهمله با لا به شرط مقسمى داراى معنا و مدلول واحد باشند بلكه هر كدام جداى از يكديگر مىباشند . اقلّ و اكثر ارتباطى منظور از اقلّ و اكثر ارتباطى آن است كه اقلّ و اكثر با هم به گونهاى وابسته و مرتبط بوده كه اگر در واقع اكثر واجب باشد ، انجام دادن اقلّ بىفايده است بلكه حكم مخالفت بر آن بار مىشود و در نهايت موجب عقاب خواهد بود . نظير دوران نماز با سوره ( اكثر ) و بدون سوره ( اقلّ ) ، چنانچه مكلّف نماز را بدون سوره بجاى آورد و در واقع نماز با سوره متعلّق تكليف باشد ، امتثالى حاصل نشده است . اقلّ و اكثر استقلالى مقصود از اقلّ و اكثر استقلالى آن است كه فرضا در واقع حكم به اكثر تعلّق گرفته باشد ، تكليف به اكثر زايد بر اقلّ بوده و نسبت به بجا آوردن هر كدام از آن دو امتثالى حاصل مىگردد و به تعبير ديگر اتيان اقلّ به اندازهء خود موجب امتثال است ، نظير دوران نمازهاى